محمد على خان رشوند

37

مجمل رشوند ( فارسى )

بعد از نوشتن بروات و دستورالعمل و تعليقهء نيابت رودبار ، يك ثوب جبّهء دوره سلسله زرد به مصحوب يك نفر پيشخدمت به محلهء آخوند در ساعتى كه ناهار مهمان حسن بيك رشوند بوديم آوردند . چون جبّهء مزبور مستعمل و به دو نفر داده ، دوباره پس آمده بود ، شوخئى به خاطر رسيده ، رقعه به وزير عرض شد كه اين جبّهء رقعه « 1 » دار كه فى الحقيقه مانند جنّه « 2 » زخمهاى شمشير و سوراخهاى نيزه‌دار و مثل تاجى است كه سلغرشاه به مجد الدين 32 فرستاد در چارترك او « لا إله الّا الله » نوشته بود . از حضار كسى پرسيد كه چرا « محمد ( ص ) رسول الله » در هيچ طرف ندارد . مجد الدين گفت : « معلوم است پيش از محمد دوخته‌اند . » كه اينهمه استعمال شده است . فى الحقيقه اين جبّه قابل نيست ، زيرا كه به چند كس داده ، پس آمده ، خنجر شمر مشهور است ، ولى جبّه ابن سعد كسى نديده و نشنيده . اين عريضه زياد مستحسن افتاد . فورا يك ثوب جبّهء ترمه لاكى عنايت فرمودند . زيب دوش و زينت آغوش ساخته . در همانجا خبر رسيد كه وزير به منزل شما كه در خانهء عاليجاه رضا قلى خان 33 [ است ] تشريف مىآرند . مستعجلا به خيابان آمده ، جنابان وزير و ملاباشى آمده ، تا پاسى از شب بگذرد تشريف داشتند ، به ناتمامى بروات و كار حقير پرداختند ، قبض و اقباض و تسليم و تسلم به عمل آمده ، على الصباح كه خيال مرخصى بود ، زوجهء وزير و جناب ملا عبد الكريم - مجتهد ايروانى 34 - اعلى الله مقامه ، در همان شب به رحمت ايزدى پيوستند . مجملا پس از تشييع جنازه به حضرت شاه‌زاده حسين ( ع ) و اجماع خلق به جهت رفع تشنيع مردم متوقف شده ، سه روز در عالىقاپى 35 نطع تعزيت بغربت انداختند . به فاصلهء چند روز خلعتى از جانب اعليحضرت سلطانى و سركار والى به جهت انتظام مهام ولايت و رغبت رعيت آوردند . در مصلاى درب رى 36 ، چادرپوشى زده ، شيرينى آلات بسيار چيده ، با لبى پرخنده جبّه زمردى سلطانى

--> ( 1 ) . رقعه : وصله ( 2 ) . جنّه : سپر